نگاهی به نرمافزار قرآنی «جامع القصص»
نرمافزار «جامع القصص» بیش از 4000 داستان در موضوعات تاریخی، اخلاقی، علمی و تربیتی به صورت متن و صدا در خود جای دادهاست.
به گزارش قرآن بلاگ به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، این نرمافزار به صورت تخصصی توسط موسسه نرمافزاری نورالزهرا برای کاربران و علاقهمندان این حوزه ارائه شدهاست.
داستانهای موجود در «جامع القصص» توسط علما و فرهیختگانی همچون؛ مرحوم کافی، شهید دستغیب، مرحوم فلسفی، انصاریان، هاشمینژاد، پناهیان، مظاهری، دانشمند و ... بیان شدهاست.
از دیگر ویژگیهای این نرمافزار ارائه متن کتابها بوده که از آن میان داستانهای کودکی بزرگان تاریخ در سه جلد، گفتنیهای تاریخ ـ شامل داستانهای جذاب و خواندنی تاریخ ایران و جهان، داستانهای بحارالانوار در چهار جلد، داستانهای استاد مطهری، داستانها و پندها جلد اول، حکایت پارسایان، جلوههایی از نور قرآن در قصهها و مناظرهها و نکتهها، عبرتهای تاریخ را میتوان نام برد.
نماز خوبان(حکایت و داستانهایی از دانشمندان و فرزانگان)، چهل مثل از قرآن، گنجینه جواهر یا کشکول ممتاز، داستانهای شگفت(شهید محراب آیتالله سید عبدالحسین دستغیب) و خاطرات امیرالمنین علی(ع) از دیگر کتابهای موجود در این نرمافزار هستند.
همچنین داستانهای عارفانه در آثار(علامه حسنزاده آملی)، قصههای اسلامی و تکههای تاریخی، عاقبت بخیران عالم جلد 1و2، جلوه عشق(قصههای زندگی امام حسین ع) و داستانهایی از انوار آسمانی نیز در «جامعالقصص» وجود دارد.
این نرمافزار قرآنی در دو لوح فشرده(CD) و با قیمت 4000 تومان برای کاربران تهیه و تولید شدهاست.
سایت اینترنتی موسسه نرمافزاری نورالزهرا را اینجا ببینید!
نظرات شما: بدون نظر
نگین قم
شهرها انگشترند و "قم" نگین قم، هماره حجت روی زمین
تربت قم، قبله عشق و وفاست شهر علم و شهر ایمان و صفاست
مرقد "معصومه" چشم شهر ما مهر او جانهای ما را کهربا
دختری از اهل بیت آفتاب وارث در حیا، گنج حجاب
در حریمش مرغ دل پر میزند هر گرفتار آمده، در میزند
هر دلی اینجاست مجذوب حرم جان، اسیر رشته جود و کرم
این حرم باشد ملائک را مطاف زائران را ارمغان، عشق و عفاف
آستان بوسش بسی فرزانگان معرفت آموز، از این آستان
دیده پاکان به قبرش دوخته عصمت و پاکی از آن آموخته
حوزه قم هالهای بر گرد آن فقه و احکام خدا را مرزبان
قم همیشه رفته راه مستقیم بوده در مهد هدایتها مقیم
قم نمیبیند مگر خواب قیام تیغ قم بیگانه باشد از نیام
شهر خون، شهر شرف، شهر جهاد شهر فقه و حوزه، علم و اجتهاد
هر کجا را هر چه سیرت دادهاند اهل قم را هم بصیرت دادهاند
نقطه قاف قیامند اهل قم برق تیغ بی نیامند اهل قم
اهل قم، از اول ولایت داشتند در دل و در دیده، (آیت) داشتند
سر نمیسودند، جز بر پای دین دل نمیدادند الا بر یقین
دین، مطیع امر مولا بودن است راه را با رهنما پیمودن است
دختر "موسی بن جعفر" را درود کز عنایاتش تراوید این سرود
"جواد محدثی"
نظرات شما: یک نظر
حضرت ثامن الحجج ، امام رضا علیه السلام
قیصر امین پور
کوچه های خراسان
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را میشناسند
گرچه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را میشناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان تو را میشناسند
********
گذاشت دست به سینه ؛ سلام سوی حرم
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد
در آستانه دریا گرفت بوی حرم
گذاشت صورت خود را به صورت یک در
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم
و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم
در آن طرف پدری که خمیده با گریه
در ازدحام توسل ز چشم من گم شد
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم
نظرات شما: بدون نظر
در قرآن و فرهنگ اسلامى به برخى از عددها، از جمله اعداد 7، 40، 70 و... عنایت و توجه خاصى شده است.
معمولا عدد 7 و 70 در مورد کثرت به کار مى رود; مانند عدد هزار در فارسى که مى گوییم: هزار بار به او گفتم; ولى به حرف من توجهى نکرد.
مانند آیه «إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُم».(توبه، 80)
در مورد عدد چهل نیز مطالب جالبى وجود دارد که حاکى از رموز و اسرارى در آن است; چنان که مى بینیم عدد چهل، چهار بار در قرآن به کار رفته است. دو مورد آن، درباره میقات حضرت موسى (على نبینا وآله وعلیه السلام)(بقره، 51; اعراف، 142) و یک مورد درباره سرگردانى قوم یهود است که چهل سال طول کشید.(مائده، 26) مورد دیگر آن، سنّ رشد و کمال آدمى است.•
با توجه به مورد اخیر، مى توان گفت که یکى از حکمت هاى تأکید بر عدد چهل، آن است که رسیدن به چهل سالگى، به طور معمول با کمال عقل همراه است.•
نظرات شما: بدون نظر
شماره هفت از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است ; قوم «سومر» قدیمى ترین قومى بوده که به آن توجه کرده است . آنان متوجه سیارات هفتگانه ـ آنچه امروز نیز از کرات منظومه شمسى با چشم غیرمسلح دیده مى شود ـ شدند و به پرستش آن ها پرداختند .
از جمله مواردى که عدد هفت در آن ها به کار رفته عبارتند از:
1 . ایام هفته 2 . تقسیم جهان به هفت اقلیم 3 . هفت طبقه زمین 4 . هفت طبقه آسمان 5 . هفت فرشته مقدس در نظر بنى اسرائیل .
همه این ها و موارد بسیارى دیگر که بعضى در افسانه هاى دیرین و سایر شؤون تمدنى بشر دیده شده ، نمایانگر اهمیت فوق العاده این عدد در نظر اقوام مختلف است .(1)
نظرات شما: بدون نظر
نقد ادله پلورالیستیکى
در این بخش از نوشتار ، به تحلیل و نقد علامه شهید از شبهات طرفداران پلورالیسم مى پردازیم .
1ـ تمسک به آیات الهى
بعضى روشنفکران اسلامى براى توجیه نظریه پلورالیسم خواستند به اصطلاح براى مدعاى خود دلیل قرآنى بیاورند و یا آیاتى را که خط بطلان بر پلورالیسم مى کشد توجیه نمایند• که در اینجا به دو آیه اشاره مى شود :
الف : «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالصَّـبِـُونَ وَالنَّصَـرَى مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاَْخِرِ وَعَمِلَ صَــلِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ; (مائده ، 69) یعنى آنان که ایمان آورده اند (مسلمانها) و یهودیان و صابئین و نصرانى ها ، همه کسانى که ایمان به خدا و روز رستاخیز داشته باشند و کار شایسته به جا آورند ، بى ترس و واهمه خواهند بود و غمگین نیز نمى گردند» .
وجه استدلال : «در این آیه براى رستگارى و ایمنى از عذاب خدا سه شرط ذکر شده است : ایمان به خدا ، ایمان به رستاخیز و عمل نیک ، قید دیگرى ]مثل اسلام[ نشده است .»•
نظرات شما: یک نظر
تکامل دین و اختلاف شرایع
از مطالب گذشته روشن شد که «دین » اصول اعتقادى ثابت مطابق نیازهاى فطرى بشرى است ; و «شریعت » تعدادى احکام فردى و اجتماعى است که بعضى از آن ها بر حسب ضرورت و تحول نیازهاى بشر قابل تغییر است . به دیگر سخن ، ماهیت دین در همه اعصار یکى است ; امّا با بالا رفتن استعدادها و قابلیت هاى مخاطبان ، دین نیز جامع تر مى شود . استاد شهید ، تعدد پیامبران را به تعدد معلمان و کتب آسمانى به کتب درس دوره هاى مختلف تحصیلى تشبیه مى کند و مى گوید : «بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند . این تکامل دین ]است[ نه اختلاف ادیان . قرآن هرگز کلمه دین ]را [به صورت ادیان نیاورده است .»•
خطاى تشبیه پیامبران به فلاسفه
مدعیان پلورالیزم پنداشته اند که همان طور که در جهان نه یک فلسفه بلکه فلسفه هاى مختلفى هست که نشأت گرفته از اختلاف اندیشه هاست ; به همین شکل نیز ادیانى که پیامبران مختلف مى آورند ، مانند مکاتب فلسفى ، رنگ اختلاف به خود مى گیرند .
بطلان این قیاس نیازمند توضیح بیشترى نیست زیرا منشأ اختلاف در فلسفه ها به اختلاف فیلسوفان و افکار مختلف یک فیلسوف بر مى گردد ; در حالى که مصدر ادیان ، خداوند حکیم و عالم است که علم او ازلى و تغییر ناپذیر است . پیامبران ، علاوه بر برخوردارى از نبوغ ، از طریق وحى به مبدأ هستى و علم ازلى نیز متصل اند .
«تفاوت پیامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ این است که فلاسفه هر کدام مکتب مخصوص به خود داشته اند ، از این رو همیشه در جهان فلسفه ها وجود داشته نه فلسفه ; ولى پیامبران الهى همیشه مؤید و مصدّق یکدیگر بوده اند و یکدیگر را نفى نکرده اند ، هر کدام از پیامبران اگر در محیط و زمان پیامبر دیگر مى بود مانند او قانون و دستورالعمل مى آورد .»•
نظرات شما: یک نظر
نظر قرآن درباره پلورالیسم چیست ؟
پیش از هر چیز لازم به یادآورى است :
پلورالیزم یا تکثّر ادیان از مباحث «فلسفه دین » است که در قرن حاضر به صورت جدى متفکران غرب آن را مطرح کرده اند . قرائت و معناى شایع و متبادر آن پذیرفتن حقانیت تمامى ادیان است ; و لازمه آن تعدّد صراطهاى مستقیم است . پیشینه این بحث در ایران حدوداً به چند دهه گذشته ـ البته نه با اصطلاح پلورالیزم بلکه به عنوان «تعدّد ادیان » ـ بر مى گردد . این مقوله در آن عصر نیز براى خود طرفداران و مخالفانى داشته است که مى توان به دو فیلسوف و متفکر معاصر یعنى علامه طباطبایى • و شهید مطهرى اشاره کرد که هر دو گام در این عرصه نهادند و به ابطال پلورالیزم پرداختند .
در سالهاى اخیر دوباره مشعل این بحث روشن شده است و این بار مدعیان ، آن را در مجامع و تریبون هاى مختلفى براى عموم مردم مطرح کردند که چه بسا موجب سر در گمى مخاطبانى گردد که آشنایى کامل با مبانى نظریه پلورالیزم و اسلام ندارند ; و به تعبیر متفکر شهید مطهرى «عصر ما از نظر دینى و مذهبى خصوصاً براى طبقه جوان ، عصر اضطراب و دودلى و بحران است .»•
از این رو ضرورت ارائه یک بحث شفاف و به دور از هرگونه غرض ورزى و افراط و تفریط براى نسل جوان بیش از پیش احساس مى شود .
نظرات شما: بدون نظر
در مورد دیگر میگودید: استعاره شعر، به توضیح این نکته کمک میکند، پیامبر درست مانند یک شاعر احساس میکند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است، اما در واقع یا «حتی بالاتر از آن، در همان حال شخص پیامبر همه چیز است، آفریننده، تولیدکننده، بحث درباره این که این الهام از درون است یا از برون، حقیقتاً اینجا موضوعیتی ندارد، چون در سطح وحی تفاوت و تمایزی میان درون و بیرون نیست».
* تحلیل
این کلمات و جمل میرساند که صاحب نظریه، قرآن را تجلّی شخصیت درونی پیامبر (ص) میداند که در اصطلاح به آن «وحی نفسی» میگویند. توجیه وحی در مورد پیامبران از طریق مسئله تجلی شخصیت باطن، نخست از طرف گروههای تبشیری یعنی کشیشان و خاورشناسان اظهار شد و بیش از همه خاورشناسی به نام «درمنگهام» در اینباره گردوخاک کرده است. وی با تلاشهای کودکانهای میخواهد برای قرآن، منابعی معرفی کند که یکی از آنها تجلّی شخصیت درونی است. او درباره نظریه خود چنین مینویسد:
نظرات شما: بدون نظر

واکنش آیتالله سبحانی به اظهارات دکتر سروش
آیتالله جعفر سبحانی با ارسال یادداشتی به فارس، با عنوان «اندیشههای عصر جاهلی در آیینه ادبیات پر آب و رنگ امروز!»، به اظهارات عبدالکریم سروش درباره قرآن واکنش نشان داده است.
به گزارش قرآن بلاگ به نقل از خبرگزاری فارس، ایشان در ابتدای این یادداشت با یادآوری سابقه درخشان سروش این پرسش را پیش کشیدهاند که « او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهجالبلاغه بود. خطبه همام را به نحو دلپذیری تفسیر میکرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت؟».
ایشان به نامه سرگشاده خود به سروش در آذر ماه 84 اشاره کردهاند که طی آن لغزشهای وی را گوشزد کردهاند و سپس اظهار امیدواری کردهاند که سروش بار دیگر به آغوش امت اسلامی بازگردد.
نظرات شما: بدون نظر